آب‌حوضی انگار در عرش پرواز می کرد، خانه شیخ را یکی‌ازقصرهای بهشت می‌دید که درغرفه های آن حوریان منتظرند، او که عمری‌عزب بود و معذب و دست درآغوش خویش‌داشت، با خود گفت :” صد دینار هم ندهی در خدمتم! “  اما به شیخ گفت:” شما بر من ولایت دارید، امرامر شماست
 
     القصه، برای اولین بار بود که دلی از عزا در‌آورد و کامروا با صد سکه دینار طلا از خانه شیخ بیرون آمد،  سبکبال شده بود، انگار بر بال ملائک قدم می گذاشت، برعمررفته افسوس می خورد و می گفت: ” عجب کسب پر منفعتی!”
فردا صبح شیخ  با صدای آب‌حوضی بیدار شد، از همیشه سحرخیزترشده بود و صدایش رساتر، اما چیز دیگری می گفت، او داد می زد: ” من یطلب محلّل؟ ” ” چه کسی محلّل می خواهد؟”  شیخ بیرون آمد و گفت: ” این چه بی‌آبرویی است که راه انداخته‌ای؟”  آب‌حوضی ببخشید محلّل پاسخ داد:” راستش دیدم کارش راحتتر ودر آمدش بیشتراست، شغلم را عوض کردم! “
این حکایت روزگار ماست، علماء همه جورش را با این ملت تجربه کرده بودند، 24 سال کابینه در اختیار روحانیت بود، جابجایی سید و شیخ و سید هم جواب نمی داد، سه روحانی این عروس را در کابین خویش داشتند و اینک محلّلی لازم بود با شرایط کذا و کذا! باید آنقدر زشت باشد و زشتی کند که ملت نه تنها دل بر او نبندد که از ترس او به دامان داماد قبل پناه برد، قدرش را بداند و اورا بر روی سر بنشاند، و از سویی کسی باشد که اگر خواست جا خوش کند، زورمان به او برسد و دمش را بگیریم و بیرون بیاندازیمش!
اما امروز محلّل جا خوش کرده است و با بزک و دوزک، با دروغ و فریب و با خرج کردن از کیسه شیخ می خواهد در دل خاتون جا بازکند، تازه همکاران سابق را هم دعوت کرده است که بیایید،این شغل راحتتر‌وپرمنفعت تراست وبرای دور بعدهم محلّل‌ها صف کشیده اند.
بیچاره خاتون!!
به نقل از سایت                                 دکتر خزعلی
     البته این تحلیل جناب خزعلی را زیاد جدی نگیرید که برای نظام در طول این سی و سه سال انچه مهم بوده حضور جدی مردم به عنوان پشتوانه انقلاب بوده نه تایید یک فرد خاص، چرا که مهم نیست چه کسی با چه دیدگاهی عهده دار مسند مجریه کشور می شود آنچه در نظام دینی ما مهم است ولایت و زعامت مرجعیتی دینی و هشیار است که همه نقشه های دشمن را نقش بر آب گرده و کشتی این انقلاب را در یک حرکتی رو به جلو سکانداری کرده و خواهد کرد.انشاء الله تا در زمان معهود الهی به صاحب اصلی اش برگرداند. هیچ کسی نه ادعا کرده و می کند که توانسته بدون نقص کشور را اداره نماید و این هم انتظاری بی جاست.
ما به امید حکومت بی نقص و عیب حضرتش خواهیم ماند.